گروه بچه های کارشناسی توسعه 89
خاطرات همکلاسی ها در 2 سال
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه.
فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی. فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی. فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی ها ی تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون. فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن موزیک گوش دادن نداشته باشی. فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه. فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی. فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی. فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری. فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی. فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی. فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری. فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه. فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه. فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی. با حال: استادی که در جلسه امتحان تقلب نگیرد.میان ترمها را تصییح نکند .حضور و غیاب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد. ضد حال : مراقبی که جای دانشجویان را در جلسه امتحان عوض کند. دوزاری : ده شاهی سابق :مدرک دانشگاه آزاد. سشوار : وسیله ای که باد گرم تولید میکند،کولر دانشگاه. شناسنامه: مشخصات اصطلا حات دانشجویی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجویی همره با تعداد واحد های یک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ ّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند. عشق و صفا: آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پایان دوران کلش کلش.آشنایی بیشتر با وزیر جنگ. جوشکار: متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی. آب خنک: خوردن آن معادل اخراج است.پاداش فعالیت های سیاسی.چیزی که به وفور یافت میشود. کبریت بی خطر :دانشجویی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام میدهد.دانشجوی غیر سیاسی.مصداق ضرب المثل ”اهسته بیا تا گربه سلف شاخت نزنه”. سوتی: سه کردن .ضایع بازی .کسی که در نقلیه دانشگاه با بوق به زمین بخورد.دانشجویی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته یادش برود.دانشجویی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب. هیت پاکسازی: دانشجویی که همیشه در سلف و تریا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده. بد شانس: مشروط با معدل ۱۱،۹۸ یا ۱۱،۹۹٫ شمع و گل و پروانه: دانشجویانی که در جلسه امتحان کنار هم بشینّند. بدل کار : جانشین.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند یا دنبال نمره برود.فداکار. زوج خوشبخت: کسانی که در دانشگاه دست همدیگر را میگیرند تا گم نشوند.ندید.پدید امیدوارم حالتون خوب باشه راستی عیدتونم مبارک ایشالا سالی پر از زیبایی و موفقیت و سلامتی پیش رو داشته باشید بعد از چند وقت نبودن دوباره برگشتم دستتون درد نکنه که انقد سر زدین اینجا(مثلا دیگه هههههههههههه ) ولی این نبودن آرامش قبل از طوفان بودا فک نکنین دات اکزه رفت تو آرشیواااااااااا از این به بعد شروع میشه دوباره یه مطلب از یکی از دوستان خوبم گرفتم گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد ایام به کام یا حق ------------------------------------------------ خدای خوبم... بخاطر تمام لحظه هایی که منتظرم بودی و نیومدم من رو ببخش... بخاطر تمام لحظه هایی که منو دیدی و من ندیدمت من رو ببخش... بخاطر تمام لحظه هایی که برام خوب خواستی و من بد کردم من رو ببخش... بخاطر تمام لحظه هایی که امیدت رو نا امید کردم من رو ببخش... بخاطر تمام لحظه هایی که برام وقت گذاشتی ومن وقت نداشتم من رو ببخش... بخاطر تمام لحظه هایی که من خودمو تنها دیدم و توتنهام نگذاشتی... بخاطر تمام لحظه هایی که اشک هام برای کسی جز تو بود.... بخاطر تمام لحظه هایی که خواهش ها و التماس هام برای کسی جز تو بود... بخاطر تمام لحظه هایی که لذتها و شادی هام برای کسی جز تو بود... من رو ببخش... و بخاطر تمام لحظه هایی که به مهربون بودنت ، بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت ... شک کردم .... من رو ببخش....! خدا كنه زندگيمون هميشه آبي بمونه اين قلباي عاشقمون هميشه عاشق بمونه دستامونو بديم به هم وفا تو گلدون بكاريم هر روز و شب آبش بديم تو قلبامون جا بذاريم آبي بايد براي ما مثل يه مرهم بمونه عشق ازش ياد بگيريم عاشق اينو خوب ميدونه قصه ي عاشقي ما عشق به رنگ آبيه دشمنا رو كور ميكنه اين رنگ مهربونيه ششمین جام برای پرافتخارترین تیم ایران... استاد بشیری واسه روزه دوشنبه برای بچه هایی که پروژه پایانیشون با ایشونه ساعت 12 تا 1 جلسه ی توجیهی گذاشتن لطفاً به همه اطلاع بدید . سلام به همه دوستان نمیخوام روده درازی کنم، یعنی بلد نیستم کیا تو "ا"ن"ت"خ"ا"ب"ا"ت"شرکت می کنن؟ از خودم شروع می کنم، من فقط شناسنامه رو مهر میزنم! بعدا نوشت: من از مهر زدن شناسنامه پشیمون شدم دوستانی که این ترم درس شی گرایی رو دارن تو این گروه عضو بشن مرجع درس و تمرین ها تو این گروه قرار داده میشه موفق باشین استاد خوشنواز نمرات درس شبیه سازیو بر اساس شماره دانشجویی زدن تو وبلاگ خودشون میتونید برید اونجا و نمراتتونو نگاه کنید اینم آدرسش: http://www.shkhoshnavaz.blogfa.com/ ایام به کام یا علی











![]()


یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهرهاش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل میگیرد و سر میز مینشیند. سپس یادش میافتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند میشود تا آنها را بیاورد. وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافهاش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس میکند. اما بهسرعت افکارش را تغییر میدهد و فرض را بر این میگیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر میگیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذاییاش را ندارد. در هر حال، تصمیم میگیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ میدهد.
دختر اروپایی سعی میکند کاری کند؛ اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را میخورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمیدارند، و یکی از آنها ماست را میخورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرمکننده و با مهربانی لبخند میزنند.
آنها ناهارشان را تمام میکنند. زن اروپایی بلند میشود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاهپوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی میبیند، و ظرف غذایش را که دستنخورده روی میز مانده است.
توضیح:
من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم میکنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار میکنند و آنها را افرادی پایینمرتبه میدانند. داستان را به همۀ این آدمها تقدیم میکنم که با وجود نیتهای خوبشان، دیگران را از بالا نگاه میکنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیشداوریها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمقها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر میکرد در بالاترین نقطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانشآموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد، و همزمان میاندیشید: «این اروپاییها عجب خُلهایی هستند!»
برچسبها: حرفهای دانشگاهی
![]()
خروج از دانشگاه : فرار از آلكاتراس
ديدن استاد از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير دانشگاه : زن 6 ميليون دلاري
شوخي با استاد : بازي با مرگ
روز دادن نمره : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه استاد به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دانشگاه : قطعه اي از بهشت
ساعت آخر : آرايشگاه زيبا(مخصوص خانم ها)0
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن دانشگاه(همتي) : جاسوس سه جانبه
مدير گروه : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط دانشگاه : پارک ژوراسيک
کنکورارشد : بالاتر از خطر
نگاه استاد : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از دانشگاه : آن سوي آتش
بحث با استاد : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري استاد : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانشجو كه استاد از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
استاد هاي دانشگاه ما : تبعيدي ها
اخراج از دانشگاه : مي خواهم زنده بمانم
دفتر استادان : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
دستشويي : اطاق گاز
ترم آخر دانشگاه: سال هاي بي قراري
ساختمان دانشگاه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير دانشگاه : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانشجوها: محموله
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
آموزش : محكمه عدالت
حالت دانشجو هنگام کنفرانس : زرد قناري
دانشجوهاي رشته مهندسي نرم افزار: سوته دلان
رفتار کارکنان آموزش با دانشجو : عاشقانه
![]()
| Design By : Pichak |

